لهجه بریتیش

Chapter 7 – Motor Sledges and Mountains

فصل هفتم: «سورتمه ها و کوهستان» از کتاب صوتی انگلیسی سردترین جای زمین با متن و ترجمه فارسی. لهجه بریتیش و در سطح مقدماتی. پشت سر اسب‌های پاکوتاه میارس با یک سورتمه و چند سگ می‌آمد. میارس می‌دانست چطوری سگ‌ها را براند. هر روز میارس دو ساعت…

Chapter 6 – A Bad Start

فصل ششم: «یک شروع بد» از کتاب صوتی انگلیسی سردترین جای زمین با متن و ترجمه فارسی. لهجه بریتیش و در سطح مقدماتی. آموندسن خیلی عصبانی بود. او از دست یوهانسن ناراحت بود ولی از دست خودش هم ناراحت بود. او می‌دانست حق با یوهانسن بود...

Chapter 5 – A Long Cold Winter

فصل پنجم: «زمستان سرد طولانی» از کتاب صوتی انگلیسی سردترین جای زمین با متن و ترجمه فارسی. لهجه بریتیش و در سطح مقدماتی. چهار ماهی هوا تاریک بود. بیرون خانه چوبی فِرَم هایم اغلب دما منفی ۶۰ درجه سانتیگراد بود. سگ‌ها در چاله های گرم زیر برف…

Chapter 4 – Food Depots

فصل چهارم: «انبارهای غذا» از کتاب صوتی انگلیسی سردترین جای زمین با متن و ترجمه فارسی. لهجه بریتیش و در سطح مقدماتی. هر دو کشتی ترا نووا و فِرَم در ژانویه ۱۹۱۱ در اواخر تابستان به آنتارکتیکا (قاره جنوبگان) رسیدند. مردان انگلیسی و نروژی می…

Chapter 3 – The Ponies

فصل سوم: «اسب های پا کوتاه» از کتاب صوتی انگلیسی سردترین جای زمین با متن و ترجمه فارسی. لهجه بریتیش و در سطح مقدماتی. در بیست و هفتم اکتبر کشتی ترا نووا به ولینگتون در نیوزیلند رسید. وقتی اسکات از کشتی پیاده شد، مرد روزنامه فروشی به ستمش…

Chapter 2 – The race

فصل دوم : «مسابقه» از کتاب صوتی انگلیسی سردترین جای زمین با متن و ترجمه فارسی. لهجه بریتیش و در سطح مقدماتی. کشتی فِرَم به جزیره ای در جنوب نروژ رفت. جزیره خیلی کوچکی بود و فقط یک خانه چوبی کوچک، دو درخت و نزدیک به صد سگ داشت...

Chapter 1 – Two Ships

فصل اول از کتاب صوتی انگلیسی سردترین جای زمین با متن و ترجمه فارسی. لهجه بریتیش و در سطح مقدماتی. در یکم ژوئن در لندن، کشتی سیاهی به نام تِرا نووا از رودخانه ثَمس به سمت دریا روانه شد. هزاران نفر کنار رودخانه به تماشای آن ایستاده بودند. همه…

Chapter 2 – A Haunted Man

فصل دوم کتاب صوتی انگلیسی «در تاریکی» با متن و ترجمه فارسی. سطح: متوسط | لهجه : بریتیش. "توضیح ساده ای وجود داشت. من و هالدین در اتاق اشتباهی بودیم. اتاق مردِ مرده. اسمش فلیکس لِبلِین بود و او روز قبل، بخاطر حمله قلبی مرده بود."

Chapter 1 – A Shocking Confession

پیشگفتار نویسنده : اگر متوجه می شدید دوست صمیمیتون دچار جنون شده، چکار می کردید؟ رفیق شفیقی که کل زندگیتون می شناختیدش. حدس میزنم کمکش می کردید درست مثل من! ولی اگه با مسائل ماورا طبیعی روبرو می شدید چی؟ فکر می کنم بتونید به من کمک کنید…