Lesson 1

“All words are pegs to hang ideas on”

«کلمات قلابهایی برای آویختن افکارند»

Henry Ward Beecher

لغاتی که در این درس خواهید آموخت

لغاتی که در این درس خواهید آموخت

۱. abandon
/ /

Examples :
a. When Roy abandoned his family, the police went looking for him.
هنگامی که رُی خانواده اش را ترک کرد، پلیس به جستجوی او پرداخت.
b. The soldier could not abandon his friends who were hurt in battle.
سرباز نتوانست دوستانش را که در جنگ آسیب دیده بودند، ترک کند.
c. Because Rose was poor, she had to abandon her idea of going to college.
چون رز فقیر بود مجبور شد از فکر رفتن به دانشکده دست بکشد.
۲. keen
/ /

Examples :
a. The butcher's keen knife cut through the meet.
چاقوی تیز قصابی گوشت را برید.
b. My dog has a keen sense of smell.
سگ من شامه تیزی (قوی) دارد.
c. Bill's keen mind pleased all his teachers
ذهن تیزهوش بیل تمام معلمانش را خوشنود نمود.
۳. jealous
/ /

Examples :
a. A detective was hired by the jealous widow to find the boyfriend who had abandoned her.
کارآگاهی توسط بیوه حسود استخدام شد تا معشوقی را که ترکش کرده بود بیابد.
b. Although my neighbour just bought a new car, I am not jealous to him.
با اینکه همسایه ام به تازگی اتومبیل جدیدی خرید، اما من به او حسودی نمی‌کنم.
c. Being jealous, Mona would not let her boyfriend dance with any of the cheerleaders.
از آنجایی که مونا حسود بود به دوست پسرش اجازه نداد با هیچ یک از سردسته های تشویق کنندگان برقصد.
۴. tact
/ /

Examples :
a. My aunt never hurts anyone's feelings because she always uses tact.
عمه ام هرگز احساسات کسی را جریحه دار نمی کند زیرا او همواره تدبیرش را به کار می‌گیرد.
b. By the use of tact, Janet was able to clam her jealous husband.
جنت با استفاده از درایتش توانست همسر غیرتی اش را آرام کند.
c. Your friends will admire you if you use tact and toughfulness.
اگر تدبیر و توجه را به کار ببندید دوستانتان شما را تحسین خواهند کرد.
۵. oath
/ /

Examples :
a. The president will take oath of office tomorrow.
فردا رئیس جمهور برای احراز مقام (ریاست جمهوری) سوگند می‌خورد.
b. In court, the witness took an oath that he would tell the whole truth.
شاهد در دادگاه سوگند خورد که تمام حقیقت را بگوید.
c. When Terry discovered that he had abandoned, he let out an angry oath.
هنگامی که تری دریافت او ترکش کرده، با عصبانیت زبان به ناسزا گشود.
۶. vacant
/ /

Examples :
a. Someone is planning to build a house on the vacant lot.
شخصی در صدد ساختن خانه ای در آن قطعه زمین خالی است.
b. I put my coat on that vacant seat.
کتم را روی آن صندلی خالی گذاشتم.
c. When the landlord broken in, he found that apartment vacant
هنگامی که صاحب خانه به زور وارد آپارتمان شد، آن را خالی یافت.
۷. hardship
/ /

Examples :
a. The fighter had to face many hardships before he became champion.
بوکسور پیش از قهرمان شدن مجبور بود با سختی‌های زیادی روبرو شود.
b. Abe Linkoln was able to overcome one hardship after another.
آبراهام لینکلن قادر بود یکی پس از دیگری بر مشکلات فائق آید.
c. on account of hardship, Bert was let out of the army to take care of his sick mother.
به علت گرفتاری، به برت اجازه داده شد از ارتش خارج شود تا از مادر بیمارش مراقبت کند.
۸. gallant
/ /

Examples :
a. The pilot swore a gallant oath to save his buddy.
خلبان برای نجات دادن دوستش سوگندی دلیرانه خورد.
b. Many gallant knights entered the contests to win the princess.
بسیاری از شوالیه های شجاع برای رسیدن به شاهزاده خانم در مسابقه شرکت می کردند.
c. Ed is so gallant that he always gives up his subway seat to a woman.
اد بقدری مودب است که همیشه از صندلی اش در مترو به خاطر یک خانم دست می کشد.
۹. data
/ /

Examples :
a. The data about bank robbery were given to the F.B.I.
اطلاعات مربوط به سرقت بانک در اختیار اف‌ بی‌ آی قرار گرفت.
b. After studying the data, we were able to finish our report.
پس از بررسی اطلاعات، توانستیم گزارش خود را به اتمام برسانیم.
c. Unless you are given all the data, you cannot do the math problem.
نمی توانید آن مسئله ریاضی را حل کنید مگر اینکه تمام داده ها را در اختیار داشته باشید.
۱۰. unaccustomed
/ /

Examples :
a. Comming from Alaska, Claude was unaccoustomed
علی که اهل آلاسکا بود به گرمای فلوریدا عادت نداشت.
b. The king was unaccoustomed to having people disobey him.
پادشاه عادت نداشت مردم از او نافرمانی کنند.
c. Unaccoustomed as he was to exercise, Vic quickly become tired.
از آنجا که ویک به ورزش عادت نداشت بلافاصله خسته شد.
۱۱. bachelor
/ /

Examples :
a. My brother took an oath to remain bachelor.
برادرم قسم خورد مجرد بماند.
b. In the movie, the married man was mistaken for a bachelor.
در فیلم، مرد متاهل با مردی مجرد اشتباه گرفته شد.
c. Before the wedding, all his bachelor friends had a party.
قبل از ازدواج، تمام دوستان مجردش یک مهمانی گرفتند.
۱۲. qualify
/ /

Examples :
a. I'm trying to qualify for the job that is now vacant.
در تلاشم برای شغلی که اکنون بی متصدی است واجد شرایط شوم.
b. Since Pauline can't carry a tune, she is sure that she will never qualify for the Girls' Chorus.
چون پولیین نمی تواند اهنگی را به خاطر بسپارد مطمئن است که هرگز برای گروه کُر دختران واجد شرایط نمی شود.
c. You have to be taller than 5'5" to qualify as a policeman in our town.
در شهر ما برای اینکه به عنوان یک پلیس واجد شرایط شوید، قدتان باید بلندتر از ۵ فوت و ۵ اینچ باشد.